أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
47
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
پدرش را يعنى عمّش را آزر مشروط بود به شرط ايمان چنان كه گفت : و ما كان استغفار ابراهيم لابيه إلّا عن موعدة وعده ايّاه ، چون بدانست كه ايمان نخواهد آورد و دشمن خداست ؛ از وى تبرّا كرد ، چنان كه گفت : فلمّا تبيّن له أنّه عدوّ للّه تبرّأ منه ، ابراهيم گفت : براى تو استغفار كنم [ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ ] و من مالك چيزى ديگر نيستم براى تو جز استغفار كردن ؛ و من مالك آن نباشم كه چيزى از عذاب خداى تعالى از تو دفع كنم . آنگه حكايت كرد از ابراهيم و مؤمنان گفتار ايشان كه گفتند : ربّنا ؛ اى خداى ما ما بر تو توكّل كرديم و با درگاه تو گشتيم و بازگشت ما و جملهء خلايق با تو خواهد بودن . اين تعليمى است كه خداى تعالى بندگان خود را داده است تا در كارها با وى رجوع كنند و پناه با وى دهند و آنچه ابراهيم و مؤمنان گفتهاند از مثل اين دعا بگويند . [ سوره الممتحنة ( 60 ) : آيات 5 تا 6 ] رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 5 ) لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ( 6 ) از جملهء دعاى آن مؤمنان است كه گفتند : اى خداى ما ما را فتنهء كافران مگردان و از براى ايشان آزمايش مكن ، و آنچه در حقّ ما طمع ميدارند از مكاره و نوائب بايشان منماى ؛ و ما را بدست ايشان باز مده ، ما را بيامرز كه تو خدائى عزيز ؛ و غالبى درستكار و درست گفتار ، كس را بر تو اعتراض نرسد آنگه بارى ديگر بر سبيل تأكيد تخصيص كرد باقتدا كردن بايشان گفت : شما را بايشان جاى اقتدا كردن نيكو هست خاصّه كسى را كه بخداى تعالى و بروز بازپسين كه قيامت است اميد ميدارد و از خداى تعالى و از آن روز ترسد و هر كه برگردد و بايشان اقتدا نكند خداى تعالى مستغنى است از جملهء خلائق ، و ستوده است در اقوال و افعالش ، اعراض ايشان وى را زيان ندارد ، زيان آن راجع بانفس ايشان باشد .